شنبه ۱۳۹۳/۱۰/۲۰

دل‌نوشت: درآستانه باران

آب بودی و آینه، واژگون در تو رسیدم با زمزمه خواجه راز:
"هر چه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست
ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست"
راه مه‌آلود بود، اما تو در آستانه باران ایستاده بودی...
آمدم تا در زلالیت

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود