دوشنبه ۱۳۹۴/۱۱/۱۲

عکسنوشت: یک شب

آقا بیدارشین رسیدیم

مچاله شده بودم روی صندلی عقب، چشمانم را باز کردم و به اطراف نگاه کردم دقایقی طول کشید تا متوجه شدم موقعیتم چیست و کجا هستم
شب گذشته را به یاد آوردم...

آخرین نفری بودم که اتاق را ترک میکردم، اکثر بچ

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود