۱۳۹۳/۰۴/۰۲ دوشنبه
باد و باران
تابش خورشید،
باید از پیری بترسم
باید از فرسودنم
خوابی به چشمانم نیاید
در من اما، نه هراس ریختن مانده است
نه شکایت از گذشت عمر
هر چه باشد،
در تمام سال‌های رفته در مشهد
دوستی
افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید