چند سطر عکس

عکس‌نوشت: قابی برای سلام
زمستان‌ها فصل خوابیدن مزرعه است، آقا رحیم هم که کارش سبک شده این روزهای عیدی را با خانواده‌اش به مشهد آمده.
امرو

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دسته بندی
دل‌نوشت: حالا که به آن شب فکر می‌کنم...
رفته بودیم حرم، شب بود، درست همان شبی که تازه به مشهد رسیده بودیم. دلمان پر می‌زد برای این‌که زودتر خودش را به حرم برساند. هوا سرد بود، اما نه آن‌قدر که بهانه‌ای شود برای نرفتن و یا حتی دیر رفتن. حالا هم که بعد از چهار ماه به آن شب فکر

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
نقد: آیینه‌ای رو به حرم
بسیاری از عکس‌های یادگاری در موقعیت‌های گوناگونِ جغرافیایی، در شرایطی گرفته می‌شوند که شخص، رو به دوربین و پشت به محل مورد نظر، می‌ایستد و کادر عکس، دربرگیرنده‌ی مکان، بعنوان پس‌زمینه و شخص، بعنوان سوژه‌ی اصلی عکس یادگار

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دسته بندی
دل‌نوشت: پس کو آن همه دلتنگی و حرف؟
دلتنگی‌ها گاهی بارهای سنگینی می‌شوند که تو دنبال گوشه‌ای می‌گردی برای به زمین گذاشتن آنها. دنبال سنگ صبوری می‌گردی که آنها را برایش بازگو کنی تا سنگینی دلت با گفتگو همچون آدم برفی در زیر آفتاب گرم و روشن، کوچک و کوچک‌تر شود و

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
عکس‌نوشت: پشت این شیشه‌ها
مریم سفارش کرده بود وقتی رسیدم خبرش کنم. الان دو ساعت است این‌جا نشسته‌ام. از این‌جا دیدن گلدسته&

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دسته بندی
نقد: بارش رحمت
آمدن و شدنِ زائر حرم امام مهربانی‌ها، چون خون در قلب طلایی و همیشه در تپش شهر، همواره جریان دارد. در گرم و سرد زمانه و روزگا

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دل‌نوشت: درمانم تویی آقاجان
چقدر دلم گرفته آقاجان. کارم از مشاوره و دکتر و نمی‌دانم چه و چه گذشته. انگار هیچ دارویی هنوز کشف نشده است که بتوانی آن را بخوری و یک‌باره تمام غم‌های دلت بریزد بیرون و سبک شوی. نه، کشف نشده است، چون اگر شده بود دیگر این همه آدم غمگین و دلگی

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
نقد: وسواس‌های عکاسانه
هر زمان که به حرم مطهر حضرت رضا(ع) مشرف شویم، معمولاً در گوشه و کنار

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
عکس‌نوشت: همراهی سفید
هر کسی اوستا رسول را نشناسد، با دیدن گره‌های پیشانی‌اش فکر می‌کند که این مرد همیشه اخمو و جدی است. اما کسی که اوستا رسول را می‌شناسد، خوب می‌داند که آن خط‍‍‍‍‍‌ها و گره‌های افتاده بر پیشانی، کار آفتاب

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دل‌نوشت: گاهی دلت که رفت بر نمی‌گردد
می‌گفت: «روزگار است دیگر، تا به خودت می‌آیی هم کودکی را پشت سر گذاشته‌ای و هم جوانی را. مثل وزش نسیمی اتفاق می‌افتد. گاهی تا به خودت می‌آیی، نسیم رفته است. آن وقت است که تو دوست داری سرکی بکشی به دیروزهایت، قدمی بزنی در گوشه

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
نقد: نگاه عکاسانه، زمان عکاسانه
تمامی آدم‌ها، اشیاء و مکان‌های پیرامونِ ما، بطور بالقوه سوژه‌های ناب عکاسی‌اند مشروط بر آنکه با چشم عکاسانه بدانها نگریسته شود.عکاسانه نگریستن به آدم‌ها و اشیا و فضای پیرامون، علاوه بر شناخت عکس و کارکردهای آن، مستلزم درک عکاسانه

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دسته بندی
عکس‌نوشت: بوی اسپند
بوی اسپند مرا همیشه پرت می‌کند به خاطره‌های دور، جایی متعلق به سی سال پیش. آن وقت‌ها که هنوز موهای سرم سیاه بود و جوانی شکلی تازه و براق داشت. آن وقت‌ها احساس قدرتی داشتم که انگار هیچ کس دیگری آن را نداشت. فکر می‌کردم دنیا برای خو

افزودن دیدگاه جدید

متن ساده

HTML محدود

Image CAPTCHA
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید
دسته بندی