بیشتر
هدیه «ملک» به کودکان کار
تاریخ : 1395/6/16 سه‌شنبه
تعداد بازديد: -

هدیه «ملک» به کودکان کار

در میان دیوارهای مملو از کاردستی و برگه‌های نقاشی، کودکان نشسته‌اند و به تخته سفید روی دیوار خیره شده‌اند. تخته‌ای که بر روی آن پرسش«به نظر شما بچه‌های خوب و باهوش، موزه چگونه جایی است؟»، نقش بسته است. کودکان به تکاپو می‌افتند و هر کدام پاسخی جالب به این سؤال می‌دهند. پاسخ‌هایی که در پشت آن‌ها، یک رویای قشنگ نهفته است. رویای دیدن یک موزه از نزدیک. موزه‌ای همچون موزه ملی ملک، نخستین موزه وقفی -خصوصی کشور که می‌توان نمایی از بنای تاریخی آن در باغ ملی تهران را در بخش بالایی بنر این کارگاه دید. بنری که نشان می‌دهد موزه ملک دوستدار کودکان است و برنامه‌های متنوعی برای این غنچه‌های نوشکفته دارد. برنامه‌هایی همچون برگزاری تور یک روزه در مرکز جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان در منطقه پاسگاه نعمت‌آباد تهران؛ برنامه‌ای جذاب تا کودکان کار را با مفهوم و کارکرد موزه آشنا کند. یک تور متنوع که در آن کودکان همسفر قصه‌ای کهن می‌شوند، نقاشی‌های زیبایی می‌کشند و عروسک‌های پارچه‌ای می‌سازند.
میزی آکنده از تکه پارچه‌ها، قرقره‌های رنگی و قیچی‌های کوچک مقابل دختر و پسرهای کنجکاو قرار دارد. کودکانی که زل زده‌اند به دست استاد عروسک‌ساز تا راه و رسم دوختن قهرمان‌های پارچه‌ای را یاد بگیرند. عروسک‌هایی با لباس‌های خال خالی و گلدار که چشم و ابروهایی از جنس ماژیک و مدادرنگی دارند. عروسک‌هایی که از دل قصه‌ای پارسی در یکی از مراکز نگهداری کودکان کار سر در آوردند؛ از دل داستان آشنایی زال و رودابه و زایش رستم در شاهنامه. داستانی که در بخش قصه‌گویی تور ویژه کودکان کار افغان در مؤسسه خیریه ارتقای کیفیت زندگی ایرانیان (ایلیا) در شهر ری روایت شد. و مقدمه‌ای شد تا عروسک‌های رودابه و رستم به دست کودکان این مؤسسه ساخته شود و لحظه‌هایی مالامال از شور و شعف برای این نونهالان به همت کتابخانه و موزه ملی ملک خلق شود.

عروسک‌ها بدون بهره‌گیری از سوزن با راهنمایی کارشناسان یکی یکی جان گرفتند و شدند رودابه دخترها و رستم پسرها با تاج و کلاه‌خود مخصوص کوچک‌شان. در واقع با حکایت این قصه کهن، پیام صلح و دوستی به کودکان افغان منتقل شد و تار و پود وجود آن‌ها لبریز از غرور و شادی شد. چرا که به ریشه‌های ملت و هویت خود رسیده بودند. شاهزاده خانم سرزمین مادری‌شان، مادر پهلوان اسطوره‌ای ایران بود. کارشناسان موزه‌ ملک در جریان قصه‌گویی و عروسک‌سازی کوشیدند تا بخشی از کارکردهای موزه را در جامعه و نقش آن در هم‌بستگی میان انسان‌ها را بیان کنند. توری خلاقانه که با طرح پرسش، «بچه‌ها فکر می‌کنید چند سال از دوستی ایرانی‌ها و افغانی‌ها می‌گذره؟»، آغاز شد و با گرفتن عکس یادگاری گروهی در حیاط مؤسسه ایلیا همراه با عروسک‌های خندان، به پایان رسید.
حس یک پهلوان را دارد و مدام سرش را خم می‌کند، بازوبندش را نگاه می‌کند و لبخندی زیبا بر چهره معصومانه‌اش نقش می‌بندد. دوستانش نیز بازوبندهایی شبیه او دارند. بازوبندهایی که بر روی آن‌ها جملات متفاوتی نوشته شده است. در این بین، بازوبند یکی از دخترها، لنز یکی از دوربین‌ها را میخکوب خود می‌کند تا درد دل و آرزوی او را با رنگ قرمز فریاد بزند: «به نام خدا مهربان، مادرم شفا پیدا کند». این بازوبندها را با دست‌های کوچک خودشان و علاقه فراوان ساختند. آن هم در کارگاه بازوبندسازی و با کمک راهنمای تور کتابخانه و موزه ملی ملک. این کارگاه نیز، از برنامه‌های این موقوفه فرهنگی آستان قدس رضوی در ادامه فعالیت‌های خیرخواهانه و عام‌المنفعه برای کودکان خاص است. در واقع دو کارگاه بازوبندسازی و آشنایی با آثار کمال‌الملک، در سه مرکز کودکان کار در مناطق آسیب‌پذیر تهران، با هدف ارائه خدمات فرهنگی به کودکان کار و خیابان توسط این موقوفه برگزار شد. کارگاه‌‌هایی که در کنار بازی و شادی، کودکان را با فرهنگ و هنر ایرانی- اسلامی بیش از پیش آشنا کرد.
رویاهایشان به حقیقت پیوسته بود. برای نخستین بار قدم گذاشته بودند به یک موزه واقعی و یک روز متفاوت را تجربه می‌کردند. با شوری عجیب به اطرافشان نگاه می‌کردند و همه چیز برایشان تازگی داشت. از راهنمای موزه که با لباس و ظاهری شبیه ناصرالدین‌شاه به استقبال‌شان آمده بود تا نمایش سایه‌بازی. نمایشی که در آن سایه پرنده بر روی صفحه نمایش حرکت می‌کرد و قصه‌ای شنیدنی روایت می‌شد. قصه‌ای که به آن‌ها انگیزه داد تا پارچه‌ها و نخ‌های رنگی را در دست بگیرند و همچون دیگر دوستان خود، عروسک‌های شخصیت‌های داستان را بدوزند. دیدن آن همه اثر قدیمی پر نقش و نگار، خاطره یک روز فراموش‌نشدنی را برایشان به یادگار گذاشت. روزی که آمدند و از بخش‌های مختلف موزه ملی ملک دیدن کردند. از محوطه باغ ملی گذشتند و وارد بنای تاریخی موزه شدند. تابلوها و نسخه‌های خطی را دیدند و در نگارخانه ملک، عروسک‌سازی کردند. آخر کودکان کار افغان مؤسسه ایلیا، این بار میهمان کتابخانه و موزه ملی ملک شده بودند. ‌
جملاتی مملو از احساس لطیف کودکانه در کنار نقاشی‌ها و عکس‌های کودکان، روزهایی را برای بازدیدکنندگان زنده می‌کند که کودکان کار و خیابان، همسفر با تور و کارگاه‌های کتابخانه و موزه ملی ملک شدند. کودکانی که اکنون آثارشان در قالب برپایی یک نمایشگاه جذاب و کم‌نظیر، میهمان این موقوفه فرهنگی بزرگ ایران است. آثاری که از سرچشمه خلاقیت کودکان در فضایی متفاوت برآمده‌ است. از عروسک‌های پارچه‌ای گرفته تا تصاویر کودکان در کارگاه‌های گوناگون. جملاتی که این دختر و پسرهای مشتاق یادگیری، قبل و پس از بازدید موزه نوشتند در کنار نقاشی‌های آن‌ها پس از این سفر کوتاه، در معرض نمایش علاقه‌مندان قرار دارد. جملاتی مانند «موزه بسیار قشنگ است، اما من تا حالا موزه نرفتم» و یا «موزه یک جایی که اَشیای قدیمی داره مثل اسکلت آدمای غارنشین» بیانگر نگاهی است که آن‌ها به محیط یک موزه دارند. جالب است که جملات آن‌ها بدون تصحیح غلط املایی به نمایش در آمده است. در حقیقت «نمایشگاه موزه و کودکان کار؛ دست‌ساخته‌های کودکان کار بر اساس آثار موزه‌ای کتابخانه و موزه ملی ملک»، برآیند فعالیت‌های سه سال اخیر این مؤسسه در حوزه ارایه خدمات عام‌المنفعه فرهنگی به کودکان کار است.
مؤسسه کتابخانه و موزه ملی ملک، با برگزاری برنامه‌های گوناگون کودکان و نوجوانان به ویژه کودکان خاص، توانسته الگویی تازه در پیوند دادن میان آسیب‌های اجتماعی و خدمات خیرخواهانه فرهنگی در سال‌های گذشته ارائه دهد. چنانچه در دو سال گذشته با تمرکز بیش‌تر بر ارایه آموزش‌های غیررسمی به کودکان بی‌سرپرست، بدسرپرست و نیازمند ایرانی و غیرایرانی، در تعامل با مراکز نگهداری و سرپرستی این کودکان، در زمینه ارایه آموزه‌های فرهنگ و هنر ایرانی اسلامی و معرفی آثار تاریخی و فرهنگی کشور به این گروه‌های آسیب‌پذیر و کم‌برخوردار جامعه، تصویری از هم‌نشینی مراکز فرهنگی و اجتماعی با نگاه نیک‌اندیشانه پدید آورده است. البته در این راستا نگاه ویژه‌ای به کودکان کودکان کار و خیابان داشته و در قالب برگزاری تور و کارگاه موزه‌ای تلاش کرده تا کودکان تحت آموزش‌های غیررسمی فرهنگی قرار بگیرند، با ادبیات کهن ایرانی آشنا شوند و پیوندی عمیق بین این نسل آینده‌ساز جامعه و محیط موزه ایجاد شود. قدم‌های ارزشمندی که می‌تواند برخی از نیازها و مشکلات اجتماعی این کودکان را حل کند تا آن‌ها در کنار دست‌یابی به تجربه‌های هنری، در آینده در جهت درستی حرکت کنند و هویت و جایگاه خود را در اجتماع پیدا کنند.

متن: آرزو مستأجر حقیقی

 
امتیاز دهی
 
 

نظر شما
نام
پست الكترونيک
وب سایت
نظر
تعداد بازديد اين صفحه: 2871